![]() |
![]() |
|
|
سال ها رفتند ومن دیگر ندیدم سروری نه قراری نه بهاری نه هفت شهرعشق راگشتم به دنبالش ازآن هم گذشته یادگاری نه تا که غربت یارمن در برگرفت دل بهانه های خود از سر گرفت گرمی خورشید هم آخرگرفت کلبه ام خاموش شد آتشم افسرد غنچه های بوسه ام برعکس او پژمرد باد یاد عاشقانرا برد باد یاد عاشقانرا برد ..............
|
|
یه آوازه یه آوازه یه آوازه یه آوازه که تو سینم شده انبار یه اشکی که میچکه روی گیتار به اینها عاقبت کی گیرد این کار یه مردابه یه مردابه یه مردابه یه مردابه توی تن از فراموشی یه چراغیکه می ره رو به خاموشی نگردد شعله در بیهوده می کوشی یه روزی یه خونه یی بود که تابستونا روی....................................... One of the greatest pleasures of life is conversation
|
|
هر کسی می تواند از پشت چشمانم از اشکهای هميشه جاری ام از سکوت هميشه همراهم تمام حرفهای دلم را بفهمد حرفهايی که جای خود را به زخمی کهنه داده اند زخمی که ديگر صبر نيز دوای درمان آن نيست زخمی که ديگر روحم و جسمم به آن عادت کرده اند زخمی که هرچند وقت يکبار دهان باز می کند ديگر اين زخم قسمتی از زندگی ام شده ولی مرحم اين زخم را می دانم......
آري مرحم آن
رفتن است
و يك روز خواهم رفت
|
|
عشق بازی به همین آسانی ست..... که گلی با چشمی بلبلی با گوشی رنگ زیبای خزان با روحی نیش زنبور عسل با نوشی کارهمواره ی باران با دشت برف با قله کوه رود با ریشه ی بید باد با خاشه وبرگ ابرعابربا ماه چشمه ای با آهو برکه ای بامهتاب ونسیمی با زلف دوکبوتر با هم وشب وروز وطبیعت با ما عشق بازی به همین آسانی ست..... شاعری با کلماتی شیرین دست آرام ونوازش بخش بر روی سری پرسشی ازاشکی وچراغ شب یلدای کسی باشمعی ودل آرام وتسلا ومسیحای کسی یا جمعی عشق بازی به همین آسانی ست...... که دلی را بخری بفروشی مهری شادمانی را حراج کنی رنج ها راتخفیف دهی مهربانی را ارزانی عالم بکنی وبپیچی همه را لای حریر احساس گره عشق به آنها بزنی مشتری هایت رابا خود ببری تا لبخند عشق بازی به همین آسانی ست....... هر که باپیش سلامی در اول صبح هرکه با پوزش وپیغامی با رهگذری هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی نمک خنده برچهره در لحظه کار عرضه سالم کالایی ارزان به همه لقمه نان گوارایی از راه حلال وخداحافظی شادی درآخر روز ونگهداری یک خاطر خوش تا فردا در رکوعی وسجودی با نیت شکر عشق بازی به همین آسانی ست....... فرزان - امریکا August 2007
The greatest gift of all is hoppiness.
|
|
مردن چقدر حوصله می خواهد بی آنکه در سراسرعمرت یک روز یک نفس بی حس مرگ زیسته باشی ؟ امضای تازه من دیگر امضای روزهای دبستان نیست ای کاش آن نام را دوباره پیدا کنم ای کاش آن کوچه را دوباره ببینم آنجا که ناگهان یک روز نام کوچکم ازدستم افتاد ولابه لای خاطره ها گم شد آنجا که یک کودک غریبه باچشم های کودکی من نشسته است ازدور لبخند او چقدر شبیه من است !! آه ای شباهت دور !! ای چشمهای مغرور!! این روزها که جرٲت دیوانگی کم است بگذار باز هم به تو برگردم!! بگذار دست کم گاهی تو را به خواب ببینم!! بگذار در خیال تو باشم! بگذار.......... بگذریم!! تقدیم به کیانای عزیزم
|
|
First page E – mail Archive |
| A bouth weblog |
Hi to every spectator
If you have knowledge Let others light their Candle at it and its much Wiser to choose what You say than to say What you choose… Welcome to farzan blog Please don’t forget Silence is the virtue Of fools. (Francis Bacon) |
| Last recorded |
|
7/27/2007 - 8/12/2007 7/30/2007 - 8/5/2007 |
| writers |
|
Farzan kiyana |
|
RSS
|